می لعل پیش آر و پیش من آی به یک دست جام و به یک دست چنگ رودكي |
106☼فردوسي


درود بر فردوسي پاكزاد .
به مناسبت زادروز فردوسي بزرگ
چو ايران نباشد تن من مباد
همين نيم خط براي فردوسي شدن او كافي بود ...

امروز امتحان خوبي داشتم. البته روز هاي قبل هم همه امتحان ها خوب بودند. سه روز ديگه دو تا امتحان توي يك روز دارم.اما با اين مناسبت عزيز اجازه سكوت به خودم ندادم.

چند تصنيف و ترانه قديمي تقديم به شما. فرموده بوديد از گلپا و ايرج. دو قطعه هم از اين عزيزان تقديم شده است

عاشق شدن فايده نداره- كوروس سرهنگ زاده
اي زلف سركجت - علي اصغر زند وكيل
نواي چوپان - منوچهر همايون پور
تمام آهنگ ها روي سرور پرشين گيگ آپلود شده اند. چنانچه در دانلود كردن از اين سرور مشكلي داريد بفرمائيد تا از سرور ديگري استفاده كنم. متشكر

زمان كه قالب سايت به قالب فعلي تغيير داده شد ، بخشي را جهت نظر سنجي درباره قالب قرار دادم. امروز نتايج آن نظر سنجي به 100 راي رسيد كه از اين مجموع 75 راي مثبت و 25 راي منفي درباره قالب سايت اعلام شده است. در نتيجه به نظر مي رسد قالب مناسب است اما مي تواند بهتر باشد. در اولين فرصت قالب مناسب تري طراحي خواهم كرد. از شما كه در نظر سنجي شركت كرديد بسيار سپاسگزارم

سايت ها و وبلاگ هاي فرهنگي و هنري كه مايل به تبادل لينك هستند ، پس از درج لينك اين سايت با نام "زخمه هاي عاشقانه"، آدرس خود را از اين قسمت ارسال فرمائيد تا تبادل لينك انجام شود
براي اطلاع از پست هاي جديد از طريق ايميل ، شركت در تالار گفتگو و استفاده از دفعات دانلود نا محدود
در سايت ثبت نام كنيد
105☼زندگي ...

طریـــــــــق عاشقی خودبیــــــــــن نـــداند
نداند هیــــچ، هــــــــــر کس ایــــــــن نداند
تفــــــــــاوت هاست در آغــــــــــــاز و پایان
غــــــــم اسفنــــــــد، فـــــــــــروردین نداند
برو ای زاهــــــــد و از فقــــــــه کــــــم گوی
دل مـــا غیـــــــــر عشقــــــش دیـــن نداند
چــــــــه می دانی تو از اســــــــــــرار بـاده
سبــــــک سر، دردِ ســــر سنگیــــن نداند
چــــــــــه آمــــــــــد بر سر مهــــرآفرینــــان
که کس در شهــــــــر ما جــــــز کین نداند
دعـــــــــــــایی کن دل مخمـــــــــــور ما را
که شیــــخ ما بجــــــــز نفــــــــــرین نداند
به چشمت عکس یوسف هم کند زشت
اگــــــــر آیینــــــــــه دار آییــــــــــــن نــداند
فــــــــلک تا چند فرهــــــــــادی درین کوه
دهـــــــد جان از غم و شیــــــــــرین نداند
بیــــــــا شادی کن ای عاشق که ساقی
گشـــــــــادی در دل غـــــــــمـگین نــداند
بزن جــــــــامی و خوش باش و میندیش
که صوفــــــی غیر ازاین تسکیـــــن نداند

درود و صد درود
سال نو مسيحي آمد و من همچنان به ياد شما بودم...
هر لحظه آن را براي شما آرزوي سلامتي و سلامتي آرزوهايتان را دارم.

عذر تقصير !
در گير درس و مشق بودم و اين روز ها كه ايام امتحانات است كمي سرم خلوت شده !!!

چند نفر از عزيزان نت ها و آهنگ هايي را امر فرمودند. به چشم تقديم خواهد شد. فقط قدري مجال ...
اون نگاه گرم تو جام شراب
اما سراب
زندگي بي چشم تو رنج و عذاب
رنج و عذاب
آه من ترسم شبي دامنت بگيره
با دلم بازي مکن عاشق و اسير
ترسم بميره
...

چند تصنيف و ترانه دلنشين و قديمي هم تقديم شما مي شود

داستان كوتاه سه تار از جلال آل احمد
يک سه تار نو و بی روپوش در دست داشت و يخه باز و بی هوا راه می آمد.از پله های مسجد شاه به عجله پايين آمد و از ميان بساط خرده ريز فروش ها و از لای مردمی که در ميان بساط گسترده ی آنان، دنبال چيزهايی که خودشان هم نمی دانستند، می گشتند، داشت به زحمت رد می شد. سه تار را روی شکم نگه داشته بود و با دست ديگر، سيم های آن را می پاييد که به دگمه ی لباس کسی يا به گوشه ی بار حمالی گير نکند و پاره نشود. عاقبت امروز توانسته بود به آرزوی خود برسد. ديگر احتياج نبود وقتی به مجلسی می خواهد برود، از ديگران تار بگيرد و به قيمت خون پدرشان کرايه بدهد و تازه بار منت شان را هم بکشد. موهايش آشفته بود و روی پيشانی اش می ريخت و جلوی چشم راستش را می گرفت.گونه هايش گود افتاده و قيافه اش زرد بود.ولی سر پا بند نبود و از وجد و شعف می دويد.اگر مجلسی بود و مناسبتی داشت، وقتی سر وجد می آمد، می خواند و تار می زد و خوشبختی های نهفته و شادمانی های درونی خود را در همه نفوذ می داد. ولی حالا ميان مردمی که معلوم نبود به چه کاری در آن اطراف می لوليدند، جز اينکه بدود و خود را زودتر به جايی برساند چه میتوانست بکند؟
داستان كامل ...

بخش جديدي در سايت قرار دادم با عنوان متن ترانه ها ، و سعي مي كنم متن ترانه ها و آهنگ ها رو جمع آوري و در اين قسمت قرار بدم. لطفا اگر به ترانه خاصي علاقه داريد متن اون رو با هر چه جزئيات بيشتر در باره سازنده ، تاريخچه و... براي سايت ارسال كنيد تا با نام شما منتشر بشه
تالار گفتگو رو هم مدتي بود چون وقت نداشتم و از نظر امنيتي هم خيلي دردسر داره و بايد كلي مراقبش بود بشته بودم. اما اينبار درون همين سايت راه اندازي شد و با همون نام كاربري كه در سايت ثبت نام مي كنيد به اين تالار هم دسترسي خواهيد داشت. اميدوارم محيط مناسبي براي گفتگو هاي هنري شما باشد
براي اطلاع از پست هاي جديد از طريق ايميل ، شركت در تالار گفتگو و استفاده از دفعات دانلود نا محدود
در سايت ثبت نام كنيد
104☼ای دوست ...

منم سرگشته حیرانت ای دوست
کنم یکباره جان قربانت ای دوست
خلیل آسابه شوق وصل کویت
نهم سربرسرپیمانت ای دوست
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده
من آن آواره بشکسته بالم
ز هجرانت بتا رو بر زوالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها
پریشان گشته شد یکباره حالم
سحرسربرسرسجاده کردم
دعایی بهر آن دلداده کردم
زحسرت ساغر چشمانم ای دوست
لبالب یکسره از باده کردم
دلا تا کی اسیر یاد یاری؟
زهجر یار تا کی داغ داری؟
بگو تا کی زشوق روی لیلی
تو مجنون پریشان روزگاری؟
پریشانم، پریشان روزگارم
من آن سرگشته ی هجر نگارم
کنون عمریست با امید وصلت
درون سینه آسایش ندارم
زهجرت روز و شب فریاد دارم
زبیدادت دلی ناشاد دارم
درون کوهسار سینه خود
هزاران کشته چون فرهاد دارم
چرا ای نازنینم بی وفایی؟
دمادم با دل من در جفایی
چرا آشفته کردی روزگارم
عزیزم دارد این دل هم خدایی
متن شعر همان حال و هوای دشتستانی فایز را دارد .جایی خواندم شاعر این شعر بسیار زیبا محمود موجی است و جایی گفتند فائز دشتستانی است. مطمئن نیستم.
بهانه این پست ترانه فوق العاده زیبا با صدای گرم حسین کشتکار بوشهری است
آهنگسازی و تنظیم بهنام صفوی, از آلبوم کویر خاطرات


که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت.
راستی دفعات دانلود نت ها و ردیف ها برای افراد عضو شده در سایت بدون محدودیت شد
براي اطلاع از پست هاي جديد از طريق ايميل و استفاده از دفعات دانلود نا محدود
در سايت ثبت نام كنيد





آمار سایت