خرید vpn 80☼شهرناز...

دلنوشته ها...

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز            استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم       حافظ

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

رهي معيري

 

عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ است

هر که از سر بگذرد از فکر بالین فارغ است

چرخ غارت پیشه را با بینوایان کار نیست

غنچه پژمرده از ناراج گلچین فارغ است

شور عشق تازه‌ای دارد مگر دل؟ کاین چنین

خاطرم امروز از غمهای دیرین فارغ است

خسروان حسن را پاس فقیران نیست نیست

گر به تلخی جان دهد فرهاد شیرین فارغ است

هر نفس در باغ طبعم لاله ای روید رهی

نغمه سنجان را دل از گلهای رنگین فارغ است

 

☼☼☼

 

 

تهراني - پايور - شيراز 1349

 

آلبوم شهرناز

خوش نوازي سنتور پايور است و رقص پنجه تهراني

اولين قطعه اين آلبوم زرد مليجه است كه تهراني ساخت... به گوش همه آشناست و سراغ ندارم كسي كه نشنيده  و نپسنديده باشد

هر كس كه سازي بدست مي گيرد روزي اين قطعه را خواهد نواخت....با لذت و با افتخار

 

درباره فرامرز پايور بخوانيم ...

درباره حسين تهراني بخوانيم ...

 

 

☼☼☼

 

چهار مضراب دشتي

ساخته فرامرز پايور

نظرات  

 
+1 #2 دانيال 1390-05-10 10:36
بابت آلبومي كه قرار داديد تشكر مي كنم . واقعا زيبا و جالب بود
نقل قول
 
 
+1 #1 mehdimike2 1390-05-10 10:27
شب به روی جاده نمناک
سایه های ما ز ما گوئی گریزانند
دور از ما در نشیب راه
در غبار شوم مهتابی که می لغزد
سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک
سوی یگدیگر بنرمی پیش می رانند

شب به روی جاده نمناک
در سکوت خاک عطرآگین
ناشکیبا گه به یکدیگر می آویزند
سایه های ما ...

همچو گل هائی که مستند از شراب شبنم دوشین
گوئی آنها در گریز تلخشان از ما
نغمه هائی را که ما هرگز نمی خوانیم
نغمه هائی را که ما با خشم
در سکوت سینه می رانیم
زیر لب با شوق می خوانند

لیک دور از سایه ها
بی خبر از قصه دلبستگی هاشان
از جدائی ها و از پیوستگی هاشان
جسم های خسته ما در رکود خویش
زندگی را شکل می بخشند

شب به روی جاده نمناک
ای بسا پرسیده ام از خود
«زندگی آیا درون سایه ها مان رنگ می گیرد؟»
«یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟»

از هزاران روح سرگردان،
گرد من لغزیده در امواج تاریکی،
سایه من کو؟
«نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم»
سایه من کو؟
سایه من کو؟

من نمی خواهم
سایه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
یا بیفتد خسته و سنگین
زیر پای رهگذرها
او چرا باید به راه جستجوی خویش
روبرو گردد
با لبان بسته درها؟
او چرا باید بساید تن
بر در و دیوار هر خانه؟
او چرا باید ز نومیدی
پا نهد در سرزمینی سرد و بیگانه؟!
آه ... ای خورشید
سایه ام را از چه از من دور می سازی؟

از تو می پرسم:
تیرگی درد است یا شادی؟
جسم زندانست یا صحرای آزادی؟
ظلمت شب چیست؟
شب،
سایه روح سیاه کیست؟

او چه می گوید؟
او چه می گوید؟
خسته و سرگشته و حیران
می دوم در راه پرسش های بی پایان
نقل قول
 

اضافه‌ كردن نظر

جهت جلوگيري از فعاليت ربات هاي پيامگذار ، بين هر دو ارسال 60 ثانيه انتظار تعيين شده است.


ورود اعضا

دفعات دانلود نتها براي كاربران ثبت شده نامحدود است.



صفحه اي را كه دوست داريد با يكبار كليك بر روي  1+ در گوگل محبوب كنيد

آمار از تاريخ 90/05/17

کل بازدید کنندگان: 1547039
کل صفحات بازدید شده: 4264075
بازديد اين صفحه: 3333
بازدید کنندگان امروز: 33
صفحات بازديد شده امروز: 57
بازدید کنندگان دیروز: 527
صفحات بازديد شده ديروز: 887
بیشترین بازديد كننده در روز: 1916
بيشترين صفحه در روز: 7683
ميانگين بازدید کننده در روز: 603.40
ميانگين بازديد هر كاربر 2.76
افراد آنلاین: 6
بیشترین افراد آنلاین: 190
صفحات بازديد شده شما: 10
آمار سایت
اعضا : 4551
محتوا : 443
لینک وب ها : 153