این بخش آرشیو سایت قدیمی است که از سال 89 تا 99 فعال بود!

لینک های دانلود در این بخش فعال نیستند !

اما فایل ها در بخش های جدید سایت قابل دسترس هستند. درباره سایت قدیمی زخمه های عاشقانه بیشتر بخوانیم ...

از تابستان سال 1389 این سایت برای ثبت و اشتراک گذاری دلخوشی های موسیقی و شعر منتشر شد تا یک دفتر خاطرات مجازی باشد. سال ها هم فعال بود و گه گاه پست هایی به اسم "دلنوشته" منتشر می شد تا سال 1395 که دنیا قدری تغییر کرد ...

( بیشتر از قدری)

سایت همچنان منتشر شده بود ولی دیگر دلنوشته ای از آرام منتشر نشد !

از ابتدا تا به امروز حدود دو میلیون نفر، بیش از پنج میلیون بازدید از سایت داشتند و صدها کامنت در سایت ثبت شده بود !

گرچه این روزها با ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی ، وبلاگ نویسی جزو امور سنتی و قدیمی حساب می شود، اما هنوز هم دلخوشی است !

چند سالی این سایت در این گوشه از دنیای مجازی، واقعا خاک میخورد، خیلی از لینک ها و فایل ها از کار افتاده بودند و اکثر کامنت های دو سال گذشته گله و شکایت از خرابی و نقص بود. وقتش بود به روز شود؛ البته بدون آرام....

همه ی دلنوشته های آرام در بخش "آرشیو سایت قدیم" نگهداری می شوند. البته چون تعداد کامنت ها زیاد بود نتوانستم همه را به پست های جدید انتقال دهم، به همین دلیل تعدادی را به پست های جدید خودشان منتقل کردم و الباقی را در بخش جدایی نگه داشتم. سعی کردم آرشیو سایت قدیم همان ظاهر قبلی را حفظ کند ولی از نظر فنی اصلاح شود. مدتی زمان میبرد تا همه ی فایل ها مجددا فعال شده و در دسترس قرار بگیرند.

 

ژیوار

28 بهمن1399

اخرین تصویر از سایت قدیم

از صدها کامنتی که در سایت قبلی منتشر شده بود، برخی در پست های مخصوص خود بازنشر شده اند، و تعدادی نیز در این پست به صورت آرشیو قرار دارند.

 

تو غزل بخواه تا من بشوم غزل برایت
که منم غزلسرایی ز شب ازل برایت
اگر از تو فارغ آیم همه ی جهان چه ارزد؟
که جهان بی تو دانم که به گندمی نیرزد
بکشم به نظم خود را که شوم قرین چشمت
تو خبر نداری آخر که منم به دین چشمت
منم و دلی که جز تو نتپد دگر به عشقی
برس و به یک کرشمه دل من بخر به عشقی
همه بند بندم از تو شده شعر و شور و مستی
بنگر به بودن خود که چقدر خوب هستی
متفاعلن فعولن متفاعلن فعولن
که ز توست یک کرشمه همه شاعریست از من
به هزارو صد هنر هم نشود تو را سرودن
که دوای درد عاشق فقط است  با تو بودن
بنشین و دست بگشا و سرت به سینه ام نه
تو هر آنچه خواهی ای جان دل من بگوید آن به...
به من آتشی فکندی که خموشیش نباشد
مگر آنکه یکشب از تو همه کام من برآید
تویی و سیاه چشمی منم و سپید بختی
به وصال چشمهایت برسم اگر چه سختی

مهران نیک سیما

نت آهنگ صفای صحرا

مهدی خالدی

 

golha.co.uk

همت به خدمت نیکی گمارده اند، دست مریزاد !

 

 

 

کلاس ها هم تمام شد!

مرتضی احمدی هم تمام شد!

اتفاقا پاییز هم تمام شد!

و چیز های دیگری هم بودند که تمام شدند !

بعضی برای همه و بعضی فقط برای من...

مهم این است که تمام شدند.

شاید همین که تمام میشوند مهمشان کرده بود !

ولی تمام شدن چیزی که مهم است و انتظار تمام شدنش نمی رود دقیقا شروع حس غربت است!

جالبش اینجاست که غربت با زمستان شروع شد و اینکه میدانم تمام میشود. پس حتما مهم هم هست!

هم زمستان و هم غربت...

آرام

 یکم زمستان هزار و سیصد و نود و سه( شاید هم چهار!)

 

دانلود نت آهنگ امشب

اثر مرتضی محجوبی

 

☼☼☼

 

دانلود نت آهنگ

امید زندگانی

 

 

براي اطلاع از پست هاي جديد از طريق ايميل ، شركت در  تالار گفتگو و استفاده از دفعات دانلود نا محدود در سايت ثبت نام كنيد

مینیاتور بوی بهار اثر استاد فرشچیان

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد
 
(حافظ)
 
دوباره بعد از مدتها ، نوشتن...
و این بار به بهانه ی بهار
نه اینکه این مدت ننوشته باشم ، نه !
گاهی می آیم...
زخمه های عاشقانه را ورق میزنم و توی دلم می نویسم
اغلب  دلکش یا مرضیه و  بنان هم هستند
از وقتی توی دلم می نویسم زخمه های عاشقانه برایم حال و هوای دیگری پیدا کرده
گویا این هوا گاهی دیگران را هم که سر میزنند ، میگیرد
بهار نزدیک است...
دیشب هوای بهار بود
بهار...
 
آرام
27/12/1393
 
 
از چند ماه پیش منتظر بودم نت این آهنگ را بگذارم ، ز فروردین
اولین بار از سپیده رئیس سادات شنیدم و بعد، از سه تارم...
 
 
 
☼☼☼
 
 
 
 
براي اطلاع از پست هاي جديد از طريق ايميل ، شركت در  تالار گفتگو و استفاده از دفعات دانلود نا محدود در سايت ثبت نام كنيد

 

خـُــرّم آن روز کـزیـن مـنـــــزل ویـران بـروم

راحـت جـان طـلـبــم و ز پـی جـانـان بـروم

گـر چه دانـم که به جایی نـبـرد راه غـریـب

مـن بـه بـوی سـر آن زلـف پـریـشـان بـروم

دلـم از وحـشـت زنـدان سـکـنــدر بـگـرفـت

رخـت بـر بـنـدم تـا مـُلـک سـُلـَیـْمـان بـروم

چون صـبـا بـا تـن بـیـمـار و دل بـی طـاقـت

بـه هــواداری آن ســـــــرو خـرامــان بــروم

در ره او چـو قـلـم گـر بـه سـرم بـایـد رفـت

بـا دل زخـم کـش و دیـــده‌ی گـریـان بـروم

نـذر کـردم گـر ازیـن غـــم بـه در آیـم روزی

تـا در مـیـکـــده شـادان و غـزلـخـوان بـروم

بـه هــــواداری او ذرّه صـفـت رقـص کـنــان

تـا لـب چشمه‌ی خورشید درخشان بـروم

تـازیـان را غـم احـوال گـران‌بـاران نـیـسـت

پـارسایان مـددی! تا خوش و خندان بـروم

ور چو حـافــظ ز بـیـابـان نـبـرم ره بـیـرون

هـمــــره کـوکـبــــه‌ی آصــف دوران بــروم

 

 

 

یاد کلاس های درسم افتادم

مفهوم الگوریتم رو شرح میدادم.

هر چیز آغازی و پایانی دارد.

مثل همین آهنگی که الان در حال پخش  است

مثل همین بهار که آمد و میرود

مثل همین آرام که آمد و رفت !

 

چقدر سخت که باز هم باید خود واقعی ام را پشت خود خودساخته ای  پنهان کنم تا از آسیب رنگ ها در امان باشد.

آخرین بار که این دیوار را برداشتم نابود شدم...

ذهنم ، افکارم ، احساسم و حتی زندگی ام...

پریشان فکری و بی حسی  حاکم است ! نا امید نیستم . نا شکر هم نیستم...

اما دیگر به گفتن و شنیدن  و اعتماد، اعتباری نیست !

یک سال گذشته سخت ترین و پر عذاب ترین سال عمرم تا اکنون بود.

همه چیز عوض شد...

همه چیز...

دیگر آرام نیستم !

آرام  با زخمه های عاشقانه اش

با دل نوشته هایش

تمام شد!

 

سی ام اردیبهشت نود و دو

☼☼☼

 

تولدم با یک ماه تاخیرمبارک باشه !

 

این اولین مرتبه ای است که عکس خودم رو توی سایت منتشر میکنم

سایت هم سه ساله شد. 

آخرین بار زخمه های عاشقانه از این جا منتشر شد...

 

 

 


شعر جدید مهران عزیز. چند روز پیش اولین بار این شعر رو می خوادند  و من هم با سه تار همراه...

به این خط شعر که رسیدند سه تار من خاموش شد....خودم هم خاموش شدم !

...

زير شعر من سفيد است و نميداني چرا

چونکه کل شعر من با چشمت امضا ميشود

خاطرم از خاطرم رفت و تو را دارم هنوز
 
جاي تو در من هم انگاري معما ميشود
 
اين سر دل درد دوران آنسرش درد فراق
 
عاقبت گر نشکند هم از وسط  تا ميشود
 

 

...

مهران نیک سیما

 

 

 

 

 
 صیاد و دانه
 
شعر: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
مایه دشتی
 
آنچه در گذشته کردم چون به یادم آید
ناله ها ز حسرت تا گردون از نهادم آید
هر چه با صفا تر بودم، جز وفا ندیدم
کی شود که روزی یا شامی بر مرادم آید
 
در بهار عشق و مستی من
شد فسانه رنج هستی من
 
دگر خزان گشته بهارم
کجا برم این دل زارم
چه می شود آخر کارم
همدمی ندارم
 
هرجا دامی بر سر راهم، زین همه صیادم
من چون مرغی در پی دانه در دام افتادم
 
دگر خزان گشته بهارم
کجا برم این دل زارم
چه می شود آخر کارم
همدمی ندارم
 
آن دم که بی خبر بودم، کسی نشد چراغ راهم
اکنون که دیده بگشودم، دگر فتاده من به چاهم
 
دگر خزان گشته بهارم
کجا برم این دل زارم
چه می شود آخر کارم
همدمی ندارم
 
 
 
 
دانلود آهنگ صیاد و دانه
 
 
دانلود نت آهنگ
صیاد و دانه
 
 
 
 
 

آمار بازدید

از تاريخ 90/05/17
کل بازدید کنندگان: 2093129
کل صفحات بازدید شده: 5230651
مخاطبین امروز: 79
بازديد امروز: 103
بازدید شما : 1