این بخش آرشیو سایت قدیمی است که از سال 89 تا 99 فعال بود!

لینک های دانلود در این بخش فعال نیستند !

اما فایل ها در بخش های جدید سایت قابل دسترس هستند. درباره سایت قدیمی زخمه های عاشقانه بیشتر بخوانیم ...


به تو مشغول بود خاطر ارباب نظر

شده کاسد همه بازار نکویان دگر

تو مگر شاه پری رویانی؟

تو مگر ماه نکو رویانی؟

آه از این طره مویت

آه از این جلوه رویت

من بیجاره زدم عمری در کعبه کویت

من آواره شدم خسته‌پر از تیر عدویت

آه از آن برق نگاهت

آه از آن چشم سیاهت

 

تصنیف نوا

 

☼☼☼

اجرای این تصنیف توسط استاد محمدرضا شجریان

آنکه هلاک من هَمی، خواهد و من سلامتش
هر چه کند زِ شاهدی، کَس نکند ملامتش

میوه نمی دهد به کَس، باغ تَفَرُّج است و بَس
جز به نظر نمی رسد، سیب درختِ قامتش

داروی دِل نمی کنم، کان که مریض عشق شد
هیچ دوا نیاورد، باز به استقامتش

هر که فدا نمی کند، دنیی و دین و مال و سَر
گو غم نیکوان مَخور، تا نخوری ندامتش

جنگ نمی کنم اگر، دست به تیغ می برد
بلکه به خون مطالبت، هم نکنم قیامتش

کاش که در قیامتش، بار دگر بدیدمی
کان چه گناه او بود، من بِکِشم غرامتش

هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل
گوش مَدار سعدیا، بر خبرِ سلامتش

(سعدی)

 

در همایون

برای کمانچه و ویلون

 

در رویاهایم آرزوی شیرین شبی تا صبح در کنار  شیخ اجل سعدی شیراز

عشق بازی  من است و زلف تار

مست از لذت مضراب و جامه  دران...

 

شد خزان گلشن آشنایی

 باز هم آتش به جان زد جدایی

 عمر من ای گل طی شد بهر تو

 وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی

 با تو وفا کردم،تا به تنم جان بود

 عشق و وفاداری،با تو چه دارد سود

 آفت خرمن مهر و وفایی

 نوگل گلشن جور و جفایی

 از دل سنگت آه!

 دلم از غم خونین است

 روش بختم اینست

 از جام غم مستم

 دشمن می پرستم،تا هستم

 تو و مست از می به چمن

 چو گل خندان از مستی بر گریه ی من

 با دگران سرخوش هم نوشی می

 من ز فراقت ناله کنم تا کی؟

 تو و می چون لاله کشیدن ها

 من و چون گل جامه دریدن ها

 ز رقیبان خاری دیدن ها

 دلم از غم خون کردی

 چه بگویم چون کردی

 دردم افزون کردی

 برو از مهر و وفا عاری

 برو  ای عاری ز وفاداری

 بشکستی چون گل بد عهد مرا

 دریغ و درد از عمرم،که در وفایت شد طی

 ستم به یاران تا چند،جفا به عاشق تا کی؟

 نمی کنی ای گل یک دم یادم

 که همچو اشک از چشمت افتادم

 تا کی بی تو بود از غم پر دل من؟

 آه از دل تو

 گر چه ز محنت خارم کردی

 با غم و حسرت یارم کردی،مهر تو دارم باز

 بکن ای گل با من هر چه توانی ناز

 کز عشقت می سوزم باز

(رهی معیری)

 

تصنیف همایون

برای ویلون و کمانچه

 

آهنگساز و خواننده

جواد بدیع زاده

 

درباره بدیع زاده از ویکی پدیا

 

سید جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه روشن‌اندیشی بود که به سید اناری شهرت داشت. وی فرزندش را نیز غالباً به مجالس وعظ و روضه‌خوانی خود می برد تا با شیوه آوازخوانی مذهبی آشنا شود. بدیع المتکلمین با تسلط کافی بر ردیفموسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسیقی ردیف سنتی و گوشه‌های بی‌شمار آن را از پدر و نیز از دایی خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نیز از واعظان خوش صدای زمان خود بود، فرا گرفت.

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد.

استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی ما به شمار می‌آید. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه پرکنی «هیز مسترزویس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع زاده به عنوان نخستین خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‌های خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع زاده ۲۴ تصنیفساخت که همه روی صفحه ضبط شده است. او در سال‌های بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ‌های خود افزوده است.

از میان آفریده‌های معروف او می‌توان از سرود «ایران، کشور داریوش» و ترانه‌های جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و «خزان عشق» یاد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده است.

استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. استاد بدیع زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.

جواد بدیع زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: 8 ردیف:2 شماره:26) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همهٔ از درخشان‌ترین آثار موسیقایی است.

به درخواست دوستی گرامی و ناشناس برای پیشرفت ایشان و همه سنتور نوازان هنردوست بهتر دانستم که این مجموعه را تقدیم حضور گرامی تان کنم  . این مجموعه شامل قطعات بداهه ایست که توسط استاد زنده یاد فرامرز پایور اجرا شده اند. همانطور که میدانید قطعات بداهه بدون نت تنظیم شده از قبل , و در لحظه توسط هنرمند ایجاد می شوند

فرد برای اجرا بداهه نوازی لازم است با الحان و گوشه های موسیقی مخصوصا آواز ها آشنا باشد, نه اینکه تنها ساز را بدست بگیرد و آن را بصدا در بیاورد حتی  اگر صدا را بخوبی و کامل اجرا کند باز هم باید در بداهه نوازی پیوستگی و ارتباط بین صدا ها وجود داشته باشد. هر قطعه ای که بدون نت و در لحظه اجرا شود بداهه نوازی نیست!

ممکن است سبک  یک هنرمند در نوازندگی با نت (تک نوازی یا گروه نوازی) با  سبک وی در بداهه نوازی متفاوت باشد. همانطور که در این بداهه نوازی خواهید دید.

اگر دیگر آثار استاد پایور را شنیده باشید با دقت در این مجموعه متوجه میشویم که سبک اجرای ایشان در بداهه با سبک ایشان در اجرا قطعات استاد صبا و همچنین هر دو اینها با گروهنوازی ایشان متفاوت است.

آنچه  بنده خود به تجربه کسب نموده ام این است که در نوازندگی مهم توانایی نوازنده در انتقال احساسات از طریق آهنگ است. در نت نوازی نوازنده باید سعی کند هر چه بهتر حس سازنده آهنگ را ابتدا خود درک نماید و سبس به واسطه آهنگ و به وسیله ساز این حس را به شنونده منتقل نماید. اما در بداهه نوازی نوازنده حس آن لحظه خود را بدون واسطه و مستقیما به وسیله ساز منتقل می کند وبداهه نواز خوب کسی است که  بتواند هر چه بیشتر شنونده را در گیر حس خود کند

از این رو پیشنهاد می کنم  نت نوازی را بیشتر برای اجرا های گروهی و تمرین تکنیک ها فرابگیرید و برای برقراری ارتباط موسیقایی با دیگران بر قدرت بداهه نوازی خود تمرکز کنید

موفق و پیروز باشید

ارادتمند / آرام

 

بداهه نوازی سنتور

فرامرز پایور

قسمت اول

قسمت دوم

 

ویکیپدیا:

فرامرز پایور، (۲۱ بهمن ۱۳۱۱ - ۱۸ آذر ۱۳۸۸) استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازنده سرشناس سنتور بود. وی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی ایرانی و بزرگ‌ترین پایه‌گذار گروه‌نوازی در موسیقی سنتی ایرانی بوده‌است

 

آغاز کار هنری

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت.

وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد و همچنین در نزد استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی برومند به آموختن موسیقی پرداخت. هنگامی که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازماندهٔ سنتورنوازان افسانه‌ای از نسل پیشین، استاد حبیب سماعی، می‌گذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی گوناگون با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی نشست و برخاست با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با کوشش فراوان پاره‌ای از بداهه‌نوازی‌های وی را نت‌نویسی کرد. سپس استاد صبا کوشش کرد تا با آموزش روش درست سنتورنوازی به شماری از شاگردانش، از ورافتادن روش سنتورنوازی نزدیک به آیین‌های هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. در همین دوران، فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزش‌های وی بهره برد.

فعالیت حرفه‌ای

فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، کار خود را در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان و از سال ۱۳۳۷ آموزش سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، نخستین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر بهانگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفتو در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامه‌های دلپذیری از آن سال‌ها در آرشیو رادیو بی‌بی‌سی وجود دارد. در این سال‌ها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانس‌ها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید.

همچنین محمدرضا شجریان، استاد کنونی آواز ایران، در سال ۱۳۵۰ با استاد پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را با ایشان دنبال کرد.

چکیده کارهای فرامرز پایور در زمینه موسیقی به شرح زیر است:

          بیش از هزار و پانصد ساعت اجرای گروهی و فردی روی صحنه‌های داخل و خارج از کشور

          آهنگ‌سازی و تنظیم قطعات فراوان موسیقی

          تدریس صدها شاگرد از چهار نسل متوالی

          نت‌نویسی قطعات فراوانی از پیشینیان

          حضور در هنرستان و هنرکده موسیقی ملی، اداره هنرهای زیبا و واحد موسیقی رادیو تلویزیون ملی ایران

          نگارش کتب آموزشی سنتور (دومین کتاب «دستور سنتور» را در ۱۳۴۰بعد از زنده یاد حسین صبا نوشت که تاکنون پرفروش‌ترین کتاب آموزش موسیقی در ایران بوده‌است.)

          نظارت بر کار گروه‌های دیگر و تصحیح آنها

          کار با خوانندگان بسیاری از جمله عبدالوهاب شهیدی، استاد شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری،حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان.

کوشش‌های فرامرز پایور، پلی بود بین میراث صبا و محجوبی و جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و الگوی موسیقی ایرانی امروزی شدند. در فاصله زمانی بین این دو، یعنی حدود پانزده سال، هیچ کس جز فرامرز پایور، کار جدی و پی‌گیر در زمینهٔ موسیقی اصیل انجام نمی‌داد

وی در اجراهای گروهی خود با شماری از نخبگان موسیقی ایرانی مانند جلیل شهناز و هوشنگ ظریف (تار)، رحمت‌الله بدیعی و علی اصغر بهاری (کمانچه)، حسن ناهید و محمد موسوی(نی)، حسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تنبک) همکاری کرده‌است. در دههٔ ۱۳۶۰ به همراهی جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی، «گروه اساتید» را سازمان داد و سرپرستی، آهنگ‌سازی و نوازندگی سنتور را در آن به دوش گرفت. این گروه، آثار ماندگاری با محمدرضا شجریان و شهرام ناظری اجرا کردند.

آلبوم‌ها

            کنسرتینو برای سنتور و ارکستر

 

اثر مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی

 

          شهرناز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)

          پرنیان (فرامرز پایور)

          ضرباهنگ (فرامرز پایور، حسین تهرانی)

          شهرآشوب (فرامرز پایور، حسین تهرانی)

          دلنواز (فرامرز پایور، حسین تهرانی)

          کرشمه (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)

          پریزاد (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)

          دلکش (اجرای آثار درویش‌خان با ارکستر)

          دستگاه ماهور و سه‌گاه (فرامرز پایور، هوشنگ ظریف و محمد اسماعیلی)

          نغمه‌هایی در دستگاه شور و ماهور (ارکستر پایور)

          شور، چهارگاه، به یاد حبیب سماعی (فرامرز پایور)

          دستگاه همایون (فرامرز پایور، محمد اسماعیلی)

          رهاورد (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی)

          چهارباغ (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور، خواننده: علی رستمیان)

          ضرب اصول (فرامرز پایور، حسین تهرانی)

          حاصل عمر (پایور، بهاری، تهرانی)

          حکایت دل (گروه پایور، خواننده: علی رستمیان)

          پراکنده (در خارج از ایران به اسم «یادگاری» منتشر شده‌است)

          ارغوان (گروه پایور، خواننده:علی رستمیان)

          شب مهتاب (مجموعه تصانیفی که علی رستمیان با گروه پایور خوانده‌است)

          نوای دل

          بداهه‌نوازی نوا، راست پنجگاه (فرامرز پایور)

          رِنگ شهر آشوب (فرامرز پایور)

          گروه‌نوازی

          گفتگو (اجرای آثاری از فرامرز پایور)

          پرده عشاق (گروه پایور، خواننده: حمیدرضا نوربخش)

          سروش بهار (ساخته استاد فرامرز پایور، خواننده: بهرام باجلان)

          مویه (گروه دلنوازی با همکاری فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد موسوی)

          دل شیدا (ارکستر پایور، آواز اصفهان، خواننده: شهرام ناظری)

          کنسرت اساتید موسیقی ایران (گروه اساتید، آواز ابوعطا، خواننده: شهرام ناظری)

          لیلی و مجنون (گروه پایور، دستگاه شور، خواننده: شهرام ناظری)

          خلوت گزیده (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)

          کرشمه نرگس (فرامرز پایور، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی)

          راز دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)

          انتظار دل (گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده: محمدرضا شجریان)

          انتشار مجموعه‌ای از آثار پایور به پاس نیم قرن فعالیت هنری وی از سوی موسسهٔ ماهور

          هفت پیکر

          آواز محمود کریمی (سنتور: فرامرز پایور، سه تار: داریوش صفوت)

          تنها یک خاطره (فرامرز پایور، محمدرضا لطفی)

          تعدادی از برنامه‌های گلها با همکاری استاد فرامرز پایور: شماره ۱۰۳، ۱۰۷، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۳۳، ۱۳۷، ۱۵۰، ۱۵۶، ۱۵۸، ۱۶۲، ۱۸۱، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۰۲

          و آثار بسیار دیگر

تألیف‌ها

          دستور سنتور، دی ۱۳۴۰

          سی قطعه چهارمضراب برای سنتور، اردیبهشت ۱۳۵۱

          هشت آهنگ برای سنتور، فروردین ۱۳۵۷

          پرنیان (دونوازی برای تار و سنتور)، مهر ۱۳۵۸

          گفتگو (دو نوازی برای ویلن و سنتور)، بهمن ۱۳۵۸

          ردیف (چپ‌کوک) برای سنتور، مهر ۱۳۵۹

          مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای سنتور)، مهر ۱۳۵۹

          مجموعه پیش درآمد و رنگ (برای ویلن)، مهر ۱۳۶۱

          قطعات موسیقی مجلسی، مهر ۱۳۶۱

          فانوس، مهر ۱۳۶۱

          تئوری موسیقی، اردیبهشت ۱۳۶۲

          رِنگ شهرآشوب، خرداد ۱۳۶۳

          دوره ابتدایی، شهریور ۱۳۶۷

          رهگذر (دونوازی برای سنتور و فلوت)، شهریور ۱۳۶۸

          آموزش ابتدایی تار، شهریور ۱۳۷۳

          ردیف آوازی و تصانیف قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی، شهریور ۱۳۷۵

          ویرایش مجدد دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا، فروردین ۱۳۷۸

          فالگوش (هفت قطعه برای سنتور)، ۱۳۷۹

سکته مغزی و خانه‌نشینی

فرامرز پایور، در سال ۱۳۷۸ دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی شد و از آن زمان تا زمان مرگ نتوانست فعالیت هنری خود را ادامه دهد. با این وجود، در این سال‌ها، برخی آثار قدیمی وی با تنظیم مهرداد دلنوازی و خوانندگی سالار عقیلی و با تأیید او تهیه و اجرا شدند

درگذشت

فرامرز پایور ۱۸ آذر ۱۳۸۸ در بیمارستان شهید باهنر اقدسیه تهران به علت ایست قلبی و مشکل تنفسی درگذشت.

چه شورها که من به پا

ز شهناز می کنم
 
در شکایت از جهان به شاه باز می کنم
 
جهان پر از غم دلم
 
زبان ساز می کنم
 
ز من مپرس که چونی؟
 
دلی نشسته به خونی
 
ز اشک پرس که افشا نموده راز درونی
 
اگر که جان از این سفر
 
بدون دردسر 
 
اگر به در برم من
 
به شه خبر برم من
 
چه حربه های نیرنگ 
 
ز شان به بارگاه شه برم من، حبیبم
 
ز شان به بارگاه شه برم من
 
 
عارف قزوینی
 
در شور
از عارف قزوینی
 
تصنیف فوق را ابوالحسن اقبال آذر بسیار زیبا و با قدرت اجرا کرده اند. گرچه  قدمت این اثر بسیار زیاد است و به بیش از 40 سال پیش بر می گردد اما زیبایی  و گیرایی صدای خواننده را به خوبی حفظ کرده است
 
 
درباره اقبال آذر از ویکی پدیا:
 

ابوالحسن قزوینی (۱۲۴۲-۱۳۴۹) فرزند ملا موسی معروف به «اقبال‌السلطان آذر» و «اقبال آذر» خواننده موسیقی ایرانی و صاحب یکی از قوی‌ترین صداها در آواز ایرانی بود.

او در سال ۱۲۴۲ خورشیدی در قریه الوند در هفت کیلومتری جنوب قزوین دیده به جهان گشود. در ۱۲۷۷ ش قزوین را را ترک کرده و به تبریز رفت و در دستگاه محمدعلی میرزا ولیعهد مظفرالدین شاه و بعد نزد احمدشاه رفت و آمد داشت.

شهریار شاعر معاصر در وصف اقبال آذر غزلی با این مطلع سروده‌است:

کنسرت ها
اقبال آذر در سال ۱۲۹۳ شمسی به همراه درویش خان، طاهرزاده و دوامی برای پرکردن صفحه به تقلیس سفر کرد که مورد استقبال عموم قرار گرفت به طوریکه در مصاحبه‌ای که در اطلاعات هفتگی(شماره ۱۲۴۹)مهرماه ۱۳۴۴ از وی شد اشاره کرده‌است که ۹ بار اقبال را به صحنه برگرداندند.تمامی پولی که از این کنسرت عاید وی شده بود صرف امور خیریه گردید. لازم به ذکر است اقبال به دعوت کمپانی Monarch Record صفحاتی را ضبط کرد که هم اکنون تعدادی از آنها موجود است و بسیار از آنها به دلیل اغتشاشات در جنگ جهانی اول از بین رفت.تعدادی از صفحات نیز که هم اکنون در آرشیو صدا و سیما موجود است به دلیل بی اعتنایی مسئولین شکسته و در حال خاک خوردن و از بین رفتن است. اقبال بعدها کنسرت‌هایی در تهران و آذربایجان اجرا کرد که تمامی درآمد حاصله از کنسرتهایش صرف امور خیریه می‌شده‌است. در دوره تسلط فرقه دموکرات آذربایجان از او خواستند تا کنسرتی در تبریز اجرا کند. او در طول کنسرت تمام آوازها را به فارسی خواند و در آخر شعری از عارف قزوینی خواند که با جمله «...که خانه خانه غیر است یا که خانه خانه ماست» به پایان رسید
 
زندگی
اقبال آذر سه بار ازدواج کرد و از همسر اول و دومش (صفیه و خورشید بانو) صاحب پنج فرزند به نام‌های غلامحسین، نواب، اکرم، عفت و نصرت شد.
 
شاگردان
شاگردان اقبال ۵ نفر بودند: رضاقلی میرزا ظلی / سرتیپ سیف / شیخ عبدالحسین ترک / ملوک ضرابی و ابراهبم بوذری و صدیف می‌باشند. کسان دیگری بوده‌اند که از او شاگردی کرده و یا شیوه آواری او را دنبال می‌کنند ولی در اسناد ثیت نشده‌است.
 
مرگ
در روز دوشنبه سوم اسفند ۱۳۴۹ در صد و هفت سالگی به علت نارسائی کبد، در خانه خود در محله اهراب تبریز درگذشت. آرامگاه اقبال در گورستان (وادی رحمت) تبریز می‌باشد.

 

عقرب زلف کجت

با قمر قرينه

تا قمر در عقربه 

كار ما چنينه

کيه کيه در می‌زنه

من دلم می‌لرزه

درو با لنگر می‌زنه

من دلم می‌لرزه

ای پری بيا در کنار ما

جان خسته را مرنجان

از برم مرو

خصم جان مشو

تا فدای تو کنم جان 

نرگس مست تو و بخت من خرابه

بخت من از تو چشم تو از شرابه

 

شعر منصوب به ناصرالدين شاه

 

در همايون

(بيداد و شوشتري)

از شيدا

 

اين ترانه قديمي با صداي بي نظير مرضيه خاطره سال ها صداي او را برايم زنده مي كند

به ياد او...

آمار بازدید

از تاريخ 90/05/17
کل بازدید کنندگان: 2098645
کل صفحات بازدید شده: 5237702
مخاطبین امروز: 39
بازديد امروز: 48
بازدید شما : 4